صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
161
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
گفته مىشود : مثّل الشىء ؛ يعنى به تصوير كشيد . در حديث حضرت ( ص ) آمده است : « هر كس كه دوست داشته باشد براى او تصويرى كشيده شود ، جايگاهش در آتش است . » تمثّل مثل تصوّر است . رازى نويسندهء التفسير الكبير در شرح و تحليل ، كلامى طولانى در بررسى آراى متناقض دارد كه برخى را رد مىكند و برخى را به شيوهء متكلّمان ضعيف مىداند و در پايان مىگويد كه ظهور روح فرستاده شده به شكل و صورت بوده است . سلطان محمّد گنابادى در شرح كلمه مىگويد : « به شكل تصويرى مجسّم شد . » يعنى به صورت بشرى قابل رؤيت ظاهر شد كه چشم آن را به شكل صورتى شبيه آدميان مىديد ؛ و عقل حكم مىكند كه حقيقت روح الامين به خاطر فراگيرى و اشتمال آن ظرفيت صورت بشرى ندارد ؛ و عقل به حقيقت آن نمىتواند دست يابد و از برخى از حدود آن نمىتواند آگاه گردد . در آيات ديگرى كه بعد از اين آيه در سورهء مريم آمده است ، جبرئيل خود را چنين معرّفى مىنمايد كه با حفظ حالت فرشتگى خود ، براى مريم ( ع ) به چهرهء بشرى مجسّم گشت و در واقع به بشر تبديل نگشت . علّامه طباطبايى در سخنى مفصّل مىگويد : « معناى تجسّم چيزى براى چيزى در صورتى خاص ، همان تصوّر آن نزد او به صورتش مىباشد و او همان است ، نه اين كه چيزى به چيز ديگر تبديل شود ؛ پس تجسّم فرشته به مثابهء بشر ، همان ظهور آن براى كسى است كه او را به صورت انسان مشاهده مىكند نه اين كه فرشته به انسان تبديل شود ؛ هر چند تجسّم در نفس او و در خارج از ظرف ادراك باشد ؛ باز از قبيل تبديل چيزى به چيز ديگر و دگرگونى به سوى آن است نه به معناى ظهور آن . » بعد از ذكر اشكالهايى كه رازى در تفسيرش به ردّ معناى تجسّم و ظهور پرداخته ، طباطبايى كوشش مىكند معنا را به طريقى بيان كند كه عقل سالم با روح متن قرآنى سازگار افتد . او مىگويد : آيه با توجّه به بافتش ظاهر است به اين كه جبرئيل از شكل فرشتهاى بودن خارج نگشته و به بشر تبديل نشده است ، بلكه براى مريم ( ع ) به شكل بشر ظاهر شده ، كه آن هم در ظرف ادراك او بوده است نه در نفس بشرى و خارج از ظرف ادراك او . نظير آن نزول فرشتگان در داستان بشارت اسحاق و تجسّم آن براى ابراهيم و لوط به شكل بشر و ظهور ابليس به صورت سراقة بن مالك بن بدر ، و حال آن كه سراقة در آن روز در مكّه بوده است . بنا به آيهء وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ